بهار، من، كازرون
بهاراست و روزهاي اولين سال و من در تهرانم.777
هرچه خواستم خودم را به كار سرگرم كنم، ديدم كه نمي توانم تصاويري كه مدام از ذهنم ميگذرند را ناديده بگيرم.77
تصاويري از كازرون مدام مثل صاعقه به ذهنم فرود ميآيند و بعد ناپديد ميشوند. بازار كارزون، طبيعت ودشت زيبايش و سبزه و جوانههايي كه حالا كه من در تهرانم، همه جاي كازرون را پوشاندهاند. 77
دلم براي خودم، خود كازرونيام، تنگ شدهاست.77
هرچه خواستم خودم را به كار سرگرم كنم، ديدم كه نمي توانم تصاويري كه مدام از ذهنم ميگذرند را ناديده بگيرم.77
تصاويري از كازرون مدام مثل صاعقه به ذهنم فرود ميآيند و بعد ناپديد ميشوند. بازار كارزون، طبيعت ودشت زيبايش و سبزه و جوانههايي كه حالا كه من در تهرانم، همه جاي كازرون را پوشاندهاند. 77
دلم براي خودم، خود كازرونيام، تنگ شدهاست.77

0 Comments:
Post a Comment
<< Home