گوشدرد
چند روزي بود گوشدرد داشتم. رفتم بيمارستان... . دوهزار تومان دادم تا پذيرش شوم. بعد از اينكه دكتر من را معاينه كرد، دارو نوشت. تشخيص دكتر اين بود كه به دليل سرماخورگي و گلو درد چركين كه قبلا خوب درمان نشده، حالا گوشدرد دارم. داروها هم همان داروهاي معمول گلودرد بود، سه تا آمپول پنيسيلين و شربت ديفنهيدرامين و ... .777
اولين بارم بود كه بدون دفترچه بيمه دكتر ميرفتم. با خودم گفتم بهتر است كه به هزينهها حساسيت نشان ندهم؛ چون به هر حال سلامتي مهمتر از پول است.777
نسخه را بردم داروخانه بيمارستان تا دارو بگيرم. نسخه را گرفت و صورتحساب را به من داد. هزينه داروها هم حدود دوهزار تومان شده بود.777
وقتي خواستم از داروخانه بيرون بيايم، يادم آمد كه دفعه قبل، وقتي ميخواستم، پنيسيلين تزريق كنم، به دردسر افتاده بودم، چون نسخه پزشك همراه نداشتم. برگشتم پيش متصدي داروخانه و گفتم كه نسخه را به من بدهيد؛ اما او گفت كه براي انجام كارهاي حسابداري بايد نسخه پزشك را در داروخانه نگهداري كند.777
داروها را برداشتم و برگشتم به ساختمان اورژانس. به قسمت پرستاري مراجعه كردم براي تزريق آمپول. دو پرستار آنجا بودند. به آنها گفتم كه بيمار همين بيمارستانم و همين الان ويزيت شدهام و ميخواهم آمپول بزنم. اول گفتند كه اينجا كار تزريق انجام نميدهيم. اما بعدا يكي از پرستارها كه متوجه شد من چون بدون دفترچه پذيرش شدهام و به همين دليل مدركي هم ندارم، قبول كرد كه آمپول را بزند. آمپول را زد و پول هم نگرفت. بعدا از او پرسيدم كه فردا چه كار كنم كه مشكل نداشته باشم. او گفت كه بگو كه آزاد پذيرش شدهاي مشكلي نيست.....777
روز بعد براي تزريق آمپول دوم رفتم به همان جا. آن پرستار كه روز قبل آمپول زده بود را نديدم و همكارش در قسمت پرستاري بود. براي او شرح دادم كه ديروز همين جا ويزيت شدهام و حالا هم آمدهام كه نوبت بعدي تزريقم را انجام دهم. اما او با بالا بردن صدايش به من گفت كه امكان تزريق وجود ندارد و جالب اينكه گفت كه "هنوز دكترهاي ما متوجه نيستند كه نبايد بيش از يك «دوس» آمپول تجويز كنند." بعد اضافهكرد كه تزريق مسووليت دارد و آنها نميتوانند آن را بپذيرند.بعد هم گفت كه بروم جاي ديگري تزريقم را انجام دهم كه من در جواب گفتم كه هر جا بروم براي تزريق از من نسخه ميخواهند. اما فايده نداشت. 777
بعد از يكي از كاركنان بخش اورژانس كه يونيفرم پزشكي به تن داشت سوال كردم كه مدير اورژانس كيست؟ او هم اتاق سوپروايزر را به من نشان داد. رفتم داخل اتاق. دو خانم مسن كه يكي از آنها يونيفرم پزشكي پوشيده بود آنجا بودند. مشكلم را گفتم. او راه حل جالبي به من نشان داد. گفت كه بروم ويكبار ديگر پذيرش شوم تا تزريق آمپول دوم انجام شود. من پاسخ دادم كه شما ميدانيد براي تزريق آمپول فقط 500تومان هزينه ميگيرند؛ اما شما ميخواهيد كه از من دوهزار تومان بگيريد. از من پرسيد مگر دفترچه نداري، گفتم نه. ديگر نمي دانست چه بگويد. كمي فكر كرد و گفت ما اصلا مسووليتي در قبال شما نداريم و من جواب دادم كه داريد چون من بيمار شما هستم و تزريق آمپول هم بخشي از درمان محسوب ميشود. 777
بعد من به او گفتم كه نسخه ديروزم را از داروخانه بگيريد و به من بدهيد تا بروم جاي ديگري آمپول بزنم. او قبول كرد و گفت برو به داروخانه و بگو با من تماس بگيرند. قبول كردم و رفتم به طرف داروخانه. در راه پرستاري كه روز قبل به من آمپول زدهبود را ديدم. عجله داشت. به او گفتم براي يك آمپول كارم به اتاق سوپروايزر كشيدهاست. گفت كه نيمساعت ديگر دستم خالي ميشود و ميتوانم برايت بزنم. راهم را به طرف داروخانه ادامه دادم، به داروخانه كه رسيدم،ِ ديدم بستهاست. قبل از اينكه به اتاق سوپروايز برگردم به اتاق پذيرش رفتم و سوال كردم كه چگونه ميتوانم پرونده ديروزم را بگيرم. گفت پروندهها در بايگاني است. خواستم بروم به بايگاني. از يكي از كاركنان پرسيدم كه بايگاني كجاست او هم جواب داد چون حالا عصر پنجشنبه است آنجا تعطيل است.77
برگشتم اتاق سوپروايز و گفتم كه داروخانه تعطيل بوده. او تعجب كرد و گفت كه بالاخره كسي آنجا هست. گفتم كه من كسي را آنجا نديدم. گوشي تلفن را برداشت تا با داروخانه تماس بگيرد، اما كسي در داروخانه نبود. بعد دستور داد تا با بلندگوهاي ساختمان اورژانس مسوول داروخانه را جستجو كنند. اما مسوول داروخانه پيدا نشد. او گفت كه به هرحال كاري نميتواند بكند و تنها كاري كه بايد انجام دهد اين است كه براي مسوول داروخانه غيبت بزند!777
از اتاق سوپروايزر بيرون آمدم و رفتم تا همان پرستار را پيدا كنم. او را ديدم كه باز هم خيلي عجله دارد. ولي احساس كردم كه ميخواهد مشكلم را حل كند. گفت زود داروها را بده. داروها را از جيبم بيرون آوردم و سريع روي يكي از تختها خوابيدم و آمپولم را زدم.77
بعدا وقتي كه خواستم از بيمارستان بيرون بيايم خواستم بروم و از او تشكر كنم اما ديدم سرش شلوغ است و با يك پرستار ديگر صحبت ميكند. رفتم جلو وگفتم كه لطف كرديد و متشكرم اما نميدانم شنيد يا نه.777
از بيمارستان كه بيرون ميآمدم، فكرم مشغول اين بود كه چه طور بايد آمپول بعدي را بزنم؟777
اولين بارم بود كه بدون دفترچه بيمه دكتر ميرفتم. با خودم گفتم بهتر است كه به هزينهها حساسيت نشان ندهم؛ چون به هر حال سلامتي مهمتر از پول است.777
نسخه را بردم داروخانه بيمارستان تا دارو بگيرم. نسخه را گرفت و صورتحساب را به من داد. هزينه داروها هم حدود دوهزار تومان شده بود.777
وقتي خواستم از داروخانه بيرون بيايم، يادم آمد كه دفعه قبل، وقتي ميخواستم، پنيسيلين تزريق كنم، به دردسر افتاده بودم، چون نسخه پزشك همراه نداشتم. برگشتم پيش متصدي داروخانه و گفتم كه نسخه را به من بدهيد؛ اما او گفت كه براي انجام كارهاي حسابداري بايد نسخه پزشك را در داروخانه نگهداري كند.777
داروها را برداشتم و برگشتم به ساختمان اورژانس. به قسمت پرستاري مراجعه كردم براي تزريق آمپول. دو پرستار آنجا بودند. به آنها گفتم كه بيمار همين بيمارستانم و همين الان ويزيت شدهام و ميخواهم آمپول بزنم. اول گفتند كه اينجا كار تزريق انجام نميدهيم. اما بعدا يكي از پرستارها كه متوجه شد من چون بدون دفترچه پذيرش شدهام و به همين دليل مدركي هم ندارم، قبول كرد كه آمپول را بزند. آمپول را زد و پول هم نگرفت. بعدا از او پرسيدم كه فردا چه كار كنم كه مشكل نداشته باشم. او گفت كه بگو كه آزاد پذيرش شدهاي مشكلي نيست.....777
روز بعد براي تزريق آمپول دوم رفتم به همان جا. آن پرستار كه روز قبل آمپول زده بود را نديدم و همكارش در قسمت پرستاري بود. براي او شرح دادم كه ديروز همين جا ويزيت شدهام و حالا هم آمدهام كه نوبت بعدي تزريقم را انجام دهم. اما او با بالا بردن صدايش به من گفت كه امكان تزريق وجود ندارد و جالب اينكه گفت كه "هنوز دكترهاي ما متوجه نيستند كه نبايد بيش از يك «دوس» آمپول تجويز كنند." بعد اضافهكرد كه تزريق مسووليت دارد و آنها نميتوانند آن را بپذيرند.بعد هم گفت كه بروم جاي ديگري تزريقم را انجام دهم كه من در جواب گفتم كه هر جا بروم براي تزريق از من نسخه ميخواهند. اما فايده نداشت. 777
بعد از يكي از كاركنان بخش اورژانس كه يونيفرم پزشكي به تن داشت سوال كردم كه مدير اورژانس كيست؟ او هم اتاق سوپروايزر را به من نشان داد. رفتم داخل اتاق. دو خانم مسن كه يكي از آنها يونيفرم پزشكي پوشيده بود آنجا بودند. مشكلم را گفتم. او راه حل جالبي به من نشان داد. گفت كه بروم ويكبار ديگر پذيرش شوم تا تزريق آمپول دوم انجام شود. من پاسخ دادم كه شما ميدانيد براي تزريق آمپول فقط 500تومان هزينه ميگيرند؛ اما شما ميخواهيد كه از من دوهزار تومان بگيريد. از من پرسيد مگر دفترچه نداري، گفتم نه. ديگر نمي دانست چه بگويد. كمي فكر كرد و گفت ما اصلا مسووليتي در قبال شما نداريم و من جواب دادم كه داريد چون من بيمار شما هستم و تزريق آمپول هم بخشي از درمان محسوب ميشود. 777
بعد من به او گفتم كه نسخه ديروزم را از داروخانه بگيريد و به من بدهيد تا بروم جاي ديگري آمپول بزنم. او قبول كرد و گفت برو به داروخانه و بگو با من تماس بگيرند. قبول كردم و رفتم به طرف داروخانه. در راه پرستاري كه روز قبل به من آمپول زدهبود را ديدم. عجله داشت. به او گفتم براي يك آمپول كارم به اتاق سوپروايزر كشيدهاست. گفت كه نيمساعت ديگر دستم خالي ميشود و ميتوانم برايت بزنم. راهم را به طرف داروخانه ادامه دادم، به داروخانه كه رسيدم،ِ ديدم بستهاست. قبل از اينكه به اتاق سوپروايز برگردم به اتاق پذيرش رفتم و سوال كردم كه چگونه ميتوانم پرونده ديروزم را بگيرم. گفت پروندهها در بايگاني است. خواستم بروم به بايگاني. از يكي از كاركنان پرسيدم كه بايگاني كجاست او هم جواب داد چون حالا عصر پنجشنبه است آنجا تعطيل است.77
برگشتم اتاق سوپروايز و گفتم كه داروخانه تعطيل بوده. او تعجب كرد و گفت كه بالاخره كسي آنجا هست. گفتم كه من كسي را آنجا نديدم. گوشي تلفن را برداشت تا با داروخانه تماس بگيرد، اما كسي در داروخانه نبود. بعد دستور داد تا با بلندگوهاي ساختمان اورژانس مسوول داروخانه را جستجو كنند. اما مسوول داروخانه پيدا نشد. او گفت كه به هرحال كاري نميتواند بكند و تنها كاري كه بايد انجام دهد اين است كه براي مسوول داروخانه غيبت بزند!777
از اتاق سوپروايزر بيرون آمدم و رفتم تا همان پرستار را پيدا كنم. او را ديدم كه باز هم خيلي عجله دارد. ولي احساس كردم كه ميخواهد مشكلم را حل كند. گفت زود داروها را بده. داروها را از جيبم بيرون آوردم و سريع روي يكي از تختها خوابيدم و آمپولم را زدم.77
بعدا وقتي كه خواستم از بيمارستان بيرون بيايم خواستم بروم و از او تشكر كنم اما ديدم سرش شلوغ است و با يك پرستار ديگر صحبت ميكند. رفتم جلو وگفتم كه لطف كرديد و متشكرم اما نميدانم شنيد يا نه.777
از بيمارستان كه بيرون ميآمدم، فكرم مشغول اين بود كه چه طور بايد آمپول بعدي را بزنم؟777

0 Comments:
Post a Comment
<< Home